محمد غزنويان به 5 سال حكم تعزيري محكوم گرديد
محمد غزنويان فعال حقوق زنان و كودكان و دانش آموخته رشته علوم سياسي به 5 سال حكم تعزيري محكوم گرديد.
وي كه پس تحمل چند ماه بازداشت موقت با تحويل يك بار 20 ميليون و بار ديگر افزايش آن به 100 ميليون قرار وثبقه تا اجراي حكم آزاد گشته بود، دادگاه اش در تاريخ 13 تير سال جاري برگزار گشته و طي حكم ابلاغ شده در دو روز پيش به تحمل 5 سال حكم زندان تعزيري محكوم گشته است.
در حكم ابلاغ شده اشاره اي به جزئيات پرونده و تفكيك محكوميت به تناسب موارد اتهامي وي نشده و موراد اتهام ايشان را ارتباط با گروههاي معارض و تبليغ عليه امنيت كشور اعلام نموده اند.البته شايان به ذكر است كه حكم ابلاغ شده از سوي دادگاه انقلاب استان قزوين قابل تجديد نظر مي باشد.
بيانيه چهار سازمان دانشجويي و جوانان در حمايت از شيوا نظرآهاري
اه اگر آزادی سرودی میخواند
کوچک
هیچ کجا دیواری فرو ریخته بر جای نمیماند..
اکنون بیش از ۲۰۰ روز است که از زمان دومین دستگیری شیوا نظر آهاری فعال
حقوق بشر و حقوق کودکان میگذرد. او در این مدت همچنان بلاتکلیف در زندان به سر می
برد و گفته می شود دومین جلسه دادگاه وی ۱۲ شهریور ماه برگزار خواهد شد. به گفتهٔ وکیل
شیوا به او ۳ اتهام کذایی تفهیم شده است. یکی محاربه ، دیگری اجتماع و تبانی جهت ارتکاب
جرم و در نهایت تبلیغ علیه نظام... شیوا امروز در بند است و اکنون وظیفهٔ ماست که حمایت
خود را از این مبارز اعلام کنیم. "شیوا" هایی که همواره چون کوه استوار و
سخت در مقابل حکومت فاشيستي ایستاده اند و در سایهٔ استبداد حکومت فاشیستی لحظهای
دست از تلاش برای داشتن دنیایی انسانی تر بر نداشته اند. شیوا در جایی خطاب به دوستی
زندانی می گوید: "دلت که برای یک انسان و حقش لرزید، آن جا آغاز لغزیدنت بود.
آن جا نقطه آغاز بازجوییها و سوالها است. دلت که برای یک انسان لرزید، برای یک زندانی،
یک زن، یک کودک کار آن جا نقطه آغاز مجرمیتت بوده. اصلا همان جا بود که اولین جرم را
مرتکب شدی، که به انسان ایمان آوردی، که انسان را پاس داشتی و نه هیچ چیز دیگر را..." حال شیوا زندانی است و خطاب به او فریاد میزنیم
که با یادت شجاع میشویم ، متحد میشویم در کنار هم میایستیم و با مشت های گره کردهٔ
خود با تمام بی عدالتی هایی که تو را به پشت میلهها کشانده است، مبارزه می کنیم. رژیم
سرکوبگراسلامی همواره در سرکوب فعالین اجتماعی و سیاسی مخالف خود گوی سبقت را از تمام
رقبای دژخیم تر از خود ربوده و تمام فعالینی
را که برای احقاق حقوق دموکراتیک انسان ها در این سال ها تلاش کرده اند را با اعمال
شدیدترین و بیرحمانهترین احکام سرکوب کرده است. با توجه به اتهام سنگین محاربه برای
این فعال اجتماعی، ما با ابراز نگرانی خود
نسبت به صدور این حکم بی اساس که می تواند به اعدام وی منجر گردد، انزجار خود را از
رژیم سرمایه داری فاشيستي اسلاميست ها ابراز میکنیم و به مبارزه ي متحدمان در هر لحظه
علیه آن دامن می زنیم.
!زنده باد هم بستگی علیه حکومت فاشیستی
سرمایه
اتحاد ضد فاشیسم
آنتی فا تهران
دانشجويان سوسياليست
نشریه گفتمان چپ
پاسخ به اظهارات اخير رژيم در خصوص اتحاد ضد فاشيسم
عابد رضايي
اخيراً رژيم سعي در تخريب اتحاد ضد فاشيسم نموده بدين جهت كه اين تشكل مستقل و در ضديت با دولت ها را مرتبط اعلام دارد با آلمان اما اين كار بسيار احمقانه مي نمايد و در خبر گزاري خود چنين آورده است
اختصاصی/راه اندازی گروه منحرف دانشجویان ضد فاشیسم به تازگی چند نفر از دانشجویان اقدام به سازماندهی گروهی تحت عنوان اتحاد دانشجویان ضد فاشیسم نموده اند که گفتمان چپ را به عنوان بخشی از فعالیت های آن سازماندهی کرده اند.
به تازگی چند نفر از دانشجویان اقدام به سازماندهی گروهی تحت عنوان اتحاد دانشجویان ضد فاشیسم نموده اند که گفتمان چپ را به عنوان بخشی از فعالیت های آن سازماندهی کرده و از تمام جریانات و اشخاص چپ گرا دعوت نموده اند که در مباحث گفتمان چپ فعالانه حضور داشته باشند.
به گزارش«جوان آنلاین»،همچنین این گروه دانشجویان با راه اندازی نشریه ای به نام "گفتمان چپ" هدف خود را از سازماندهی و راه اندازی این دفتر در نشریه خود آورده و نوشته اند:
« ... چرایی اینکه امروز اندیشه چپ در ایران نتوانسته جایگاهی در بین مردم ایجاد کند و چرایی ناکامی چپ در ایران علل اختلافات فراوان در بین گروهها و فعالین چپ و ایجاد فضایی که همه اندیشه ها بتوانند در آن به بحث و تبادل نظر بپردازند و ضعف ها و اشتباهات و ناکامی های گذشته را مورد بررسی قرار داده تا بتوان راهکارهای اساسی را برای حضور هرچه پررنگ تر و موفق تر را در فضای سیاسی امروز به دست آورند."
روش کار این گروه به شکلی است که تنها گروه می تواند برای اعضای جدید و مورد اعتماد دعوتنامه بفرستد و اینکا به منظور جلوگیری از ورود افراد نفوذی در این گروه می باشد. لازم به ذکر است افراد فعال گروه نیز باید دارای اسم مستعار باشند و با نام مستعار فعالیت نمایند.
برخی اعضای این گروه بعد از خروج غیر قانونی از کشور به آلمان پناهنده شده و اقدام به نوشتن مقالاتی در زمینه آتوئیسم (بی خدایی) و زیبایی آن نموده اند.
بعد از استقرار نامبردگان در آلمان ، شاخه تهران گروه اتحاد دانشجویان ضد فاشیسم تهران فعال شده است.
دانلود فیلم
دانلود فایل ضمیمه
انتهای خبر / پایگاه اطلاع رسانی جوان / کد خبر 312932
اما خود بهتر از هر كسي مي داند كه دامنه كادرهاي ما از چند نفر ايشان فراتر رفته و اتفاقاً ما به عنوان محرومان جامعه چند صد برابر شما مفت خورها و انگل هاي جامعه هستيم اما مسئله براي نشريه گفتمان چپ نه بررسي چرايي ناكامي چپ كه مسئله توفيق بيشتر چپ است آنجا هم كه نا كام مانديم زير ضرب چكمه پوشان قاتلان شما بوده و هست و گورستان خاوران و جنگ هاي كردستان به فرماندهي قاتلي به اسم مصطفي چمران كه در آن برهه به نخست وزيري موسوي و مسئولين وقت از جمله هاشمي رفسنجاني از كشته كودكان هم ابا نمي كرند ولي بدانيد انتقامشان را خواهيم گرفت
انتقام كرد ها، خاوراني ها، كمانگر ها،فتاحيان ها و ندا ها را هم
اما الباقي اطلاعات در اطلاعيه ما مشخص است كه از جانب ايشان چگونه به دست آمده يعني هماي سيستم جاسوسي فاشيستهايي كه ما در خيابانها با آن به مبارزه برخواستيم
اما جريان استقرار ما در آلمان نه اشتباه كه كاملاً درست است اتحاد ضد فاشيسم متعلق به جنبشي است در سطح جهان كه فاشيست هايي مانند شما را از آلمان گرفته تا يونان و ايران از خود بيزار نموده است شما احمقانه سعي بر اتصال ما با آنهايي نموديد كه سال گذشته در يك عمل متحد در سفارت جاسوسي شما را در آلمان قفل كردند ما در آن زمان به جز يك پيوند جنبشي خود به خودي حتي از وجود آنها هم خبر نداشتيم اما اين عمل شما ما را بر آن وا داشت تا در زماني كه ما را بدان ها مرتيط مي دانيد ما نيز با آنها متحد گرديم و اين گونه جبر فاشيستي شما ما را به اتحاد با هم سوق داده است آنچان كه توانست در ايران چند ده ميليون را متحد كند بر عليه خودتان
اما بدانيد از شر مبارزات ما بر عليه اين سرمايه داري تا دندان مسلح در سرتاسر دنيا رهايي نخواهيد يافت و ما هم شما را بي امان در هم مي كوبيم آري اين ادبيات ماست شما را در هم خواهيم كوبيد در سطح يك جنبش جهاني و از اين پس حمايت هاي آنتي فاشيست ها جهان را در حمايت از ما در نت خواهيد ديد.
اما اشاره نموده ايد به خروج غير قانوني ما اما ما آنچنان كه از اسممان پيداست پشيزي ارزش براي قوانين شما مفت خور ها قائل نيستيم اگر بوديم كه در صدد انقلاب و سرنگوني نظام فاشيستي شما برنمي آمديم ولي رفقاي حاضر در آلمان جز چند تن الباقي به هيچ وجه ايراني نيوده و باقي هم از دوران كودكي به اروپا رهسپار شده اند آن هم به خاطر اينكه جامعه تحت حاكميت شما حق زندگي را از تمامي مردم ستمكش و كارگران سلب نموده و براي ماي در ايران باقي مانده تنها راه مبارزه باقي مانده است ولي دست رفقاي آلمان را در حمايت از مردم ايرات را به گرمي مي فشاريم كه حتي نام تشكل خود را هم آنتي فاشيست هاي تهران گذراده اند
خطاب به پليس و كل دستگاه رژيم فاشيستي ايران مي گويم كه
زير سنگ هاي برخواسته از خيابانهايي كه ما كارگران ساخته ايم
زير سنگ بارانمان له خواهيد شد
در هم كوبيده و سركوب خواهيد شد
فقط زير قدرت سنگها
بيانيه در محكوميت جاسوسي و لجن پراكني هاي اطلاعات عليه اتحاد ضد فاشيسم
اخيراً نظام فاشيستي جمهوري اسلامي اقدام به حمله به
سيستم اينترنتي اتحاد ضد فاشيسم و فضاي از كار افتاده گوگل گروپ ما نموده است. پس
از اينكه ما از نفوذ ايشان به اين فضاي اينترنتي پرده برداشتيم و آنرا افشا
نموديم، به دلیل استیصال در خبر گزاري هاي خود و در جهت ايجاد رعب و وحشت در بين
فعالين آزادي خواه و برابري طلب اتحاد ضد فاشيسم باز هم به تكنيك قديمي یعنی
انتشار اخبارهاي دورغين روي آورده اند و با در هم پيچيدن اطلاعات علني ما كه بر
روي نت براي همگان قابل مشاهده است گويا كه كشف جديدي كرده و آن را در خبرگزاري
هاي خود از جمله رجا نيوز و جوان آنلاين تبليغ مي كنند، ما هم از تلاش ايشان كه در
جهت تبليغات ما را براي شناساندن به جامعه كمك كرده دستشان را به سختي تا خرد شدن
استخوان هايشان مي فشاريم.
واقعيت امر بر اين است كه ما نه در آلمان كه تماماً در ايران حضور داريم و اين يك دروغ تاريخي مي باشد
ولي آنها باز هم بر فراروي ما از اینترنت صحه گذاشته اند و ما را به عنوان يك نيروي تاثير گذار در صحنه نمايان مي كند، اما كمي دير شده بله سخن ما به روي سربازجویان شكنجه گر جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی موسوم به حاج سعيد، کلاهی، صادقی و ... است، ما دقيقاً بعد از كودتاي فاشيستي انتخاباتی شما اعلام موجوديت مان را تماماً بر عليه نظام فاشیستی اسلامی اعلام نموديم و آن هم در صحنه خيابان ها. اگر از اطلاعات علني ما كم دارديد از طريق ايميل ميتوانيد تماس گرفته تا بيانيه ها و نشريات را براي مطالعه در اختيارتان بگذاريم اما قول بدهيد كه اين بار هم حماقت خود را اثبات نموده و ما را در سايت هاي اطلاعات و امنيت رژيم فاشيستي از جمله جوان آنلاين، رجا نيوز و جنبش سرخ حسيني براي مردم زحمتکش و ستمديده ايران خوب تبليغ كنيد.
وزارت اطلاعات همچنين در اخبار منتشر یافته ی خود ما را به عنوان گروه منحرفين معرفي نموده ولي ما نيرويي بر عليه فاشيسم سرمايه داري ای هستیم كه سالهاست طي چند دهه سوار بر موج انقلاب 57 سايه بر زندگي مردم افكنده است، اين سخن ننگين بار شما را كه صحه بر جنايت كار بودنتان مي گذارد را نيز مي پذيریم.
همچنين شايد ما اعلام همبستگي با تمام نيروها و تشكل هاي آزادي خواه و برابر طلب نماييم اما همچنان به عنوان تشكلي مستقل ادامه راه داده تا در كنار ديگر رفقا، نظام فاشيستي جمهوري اسلامي را با تمام جناح هاي آن در هم بكوبيم. انقلاب 57 مرد اما انقلابيون تا سرنگوني ارتجاع سرمايه داري براي انقلابي نوين زنده اند، انقلابي كه بشريت آنرا تا كنون به چشم نديده است اما شما حتماً خواهيد ديد.
دانشجويان، سربازان، زنان، كارگران و تمامي ستم ديده گان جامعه محصور در نظام فاشيستي ايران به ما پيونديد براي سرنگوني سرمايه داري فاشيستي در ايران و ايجاد حكومتي كه در آن همه با هم آزاد و برابر و فارق از رنگ و جنسيت باشند
رفقای پیشرو متحد شوید
زنده باد انقلاب
اتحاد ضد فاشیسم
واقعيت امر بر اين است كه ما نه در آلمان كه تماماً در ايران حضور داريم و اين يك دروغ تاريخي مي باشد
ولي آنها باز هم بر فراروي ما از اینترنت صحه گذاشته اند و ما را به عنوان يك نيروي تاثير گذار در صحنه نمايان مي كند، اما كمي دير شده بله سخن ما به روي سربازجویان شكنجه گر جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی موسوم به حاج سعيد، کلاهی، صادقی و ... است، ما دقيقاً بعد از كودتاي فاشيستي انتخاباتی شما اعلام موجوديت مان را تماماً بر عليه نظام فاشیستی اسلامی اعلام نموديم و آن هم در صحنه خيابان ها. اگر از اطلاعات علني ما كم دارديد از طريق ايميل ميتوانيد تماس گرفته تا بيانيه ها و نشريات را براي مطالعه در اختيارتان بگذاريم اما قول بدهيد كه اين بار هم حماقت خود را اثبات نموده و ما را در سايت هاي اطلاعات و امنيت رژيم فاشيستي از جمله جوان آنلاين، رجا نيوز و جنبش سرخ حسيني براي مردم زحمتکش و ستمديده ايران خوب تبليغ كنيد.
وزارت اطلاعات همچنين در اخبار منتشر یافته ی خود ما را به عنوان گروه منحرفين معرفي نموده ولي ما نيرويي بر عليه فاشيسم سرمايه داري ای هستیم كه سالهاست طي چند دهه سوار بر موج انقلاب 57 سايه بر زندگي مردم افكنده است، اين سخن ننگين بار شما را كه صحه بر جنايت كار بودنتان مي گذارد را نيز مي پذيریم.
همچنين شايد ما اعلام همبستگي با تمام نيروها و تشكل هاي آزادي خواه و برابر طلب نماييم اما همچنان به عنوان تشكلي مستقل ادامه راه داده تا در كنار ديگر رفقا، نظام فاشيستي جمهوري اسلامي را با تمام جناح هاي آن در هم بكوبيم. انقلاب 57 مرد اما انقلابيون تا سرنگوني ارتجاع سرمايه داري براي انقلابي نوين زنده اند، انقلابي كه بشريت آنرا تا كنون به چشم نديده است اما شما حتماً خواهيد ديد.
دانشجويان، سربازان، زنان، كارگران و تمامي ستم ديده گان جامعه محصور در نظام فاشيستي ايران به ما پيونديد براي سرنگوني سرمايه داري فاشيستي در ايران و ايجاد حكومتي كه در آن همه با هم آزاد و برابر و فارق از رنگ و جنسيت باشند
رفقای پیشرو متحد شوید
زنده باد انقلاب
اتحاد ضد فاشیسم
etehadezedefashism@gmail.com
واگن پارس اراک! اعتراضات کارگری، ترفند حکومت اسلامی!
بنا به خبر دريافتى٬ اعتراض بیش از 3500 نفر از کارگران
واگن پارس اراک برای نقد شدن دستمزدهای معوق همچنان ادامه دارد. کارگران زحمتکش
واگن پارس با وجود پیگیریها و اعتراضات تاکنونیشان موفق به دريافت 5 ماه دستمزد
معوق مربوط به سال گذشته نشده اند. اعتراضات گسترده و پر دامنه کارگران همچنان
ادامه دارد. این روزها اعتراض کارگران گرسنه بد جوری سرمایه داران و عوامل کارفرما
را دچار بحران نموده، دیگر وعده های دروغ امروز و فردا اثر بخشی خود را از دست داده
و هر لحظه احتمال اعتصاب قدرتمند و اعتراضات کوبنده کارگری هست.
طی روزهای گذشته و در چنین اوضاع نابسامان، از طرف وزارت
صنایع حکومت اسلامی سرمایه داران بخشنا مه ای خطاب به کارگران صادر شده و عوامل
کارفرما این بخشنامه سراسر دروغ و کذب را در لوحه کارخانه در معرض دید همه کارگران
قرار داده اند. در این بخشنامه کذایی خطاب به کارگران آمده است: ما میدانیم
دستمزدهای چندین ماهه شما پرداخت نشده، ما مشکلات شما را درک می کنیم، صبور و
بردبار و... باشید. طرف شما حکومت است و حکومت این روزها دچار بحران و مشکلات
اقتصادی زیادی هست و ... البته در لابلای این مزخرفات کارگران معترض را نیز تهدید
به سرکوب و اخراج نموده اند به جرم "برهم زدن نظم عمومی" و...
لازم به یادآوریست اخیرا عوامل کارفرما در کارخانه
آلومورول و دیگر مراکز صنعتی ارا ک بخشنامه کذایی وزرات صنایع حکومت اوباش اسلامی
را در برابر کارگران معترض و گرسنه قرار داده اند.
یکی از کارگران معترض می گفت: این حرفها و این یاوه گویی
های آقایان از سر شکم سیری و دزدی است! میخواهند سرمان را شیره بمالند و یا با
اخراج از کار و زندان و پلیس و سرکوب تهدیدمان میکنند. اگه پولی کم آورده اند همه
این پولها به جیب آخوندها و حکومت رفته٬ همه این پولها و دستمزدهای ما را خرج سپا ه
و بسیج و اطلاعات و باندهای حرفه ای آدمکش می کنند یا در حسابهاى بانکیشان در خارج
از کشور تلنبار کرده اند و ...
کارخانه واگن پارس اراک با بیش 3500 نفر کارگر قراردادی و
سفید امضا با دستمزدهای 300 هزار تومانی سازنده انواع واگن قطار، مترو و وسایل
جانبی آن میباشد.
اخراج کارگران صنایع بسته بندی پگاه تهران!
بنا به خبر دريافتى٬ اخراج کارگران قراردادی صنایع بسته
بندی پگاه به دستور "کتابدار" مدیر کارخانه و چهره منفور ضد کارگری در چند ماه اخیر
رشد بیسابقه ای داشته است. بطوری که در این چند ماه حداقل 50 نفر از کارگران
قراردادی از کار اخراج شدند و در چند روز گذشته به بهانه های واهی 3 نفر ديگر از
کارگران قراردادی از کار اخراج و بیکار شدند.
عوامل کارفرما برای اخراج کارگران به هر بهانه ای از قبیل
کم کاری، غیبت، بی انظباطی و... متوسل میشوند اما هیچیک از این بهانه ها دلیل اخراج
و بیکاری کارگران نیست. چندی پیش کتابدار مدیر کارخانه در یک جمع خصوصی گفته است:
راستش کارگران قراردادی برای ما دراین شرایط بحرانی سود آوری کافی را ندارند٬ ما
برای بهینه سازی و سود آوری بیشتر باید به سمت اخراج کارگران قراردادی و جذب
نیروهای پیمانکاری حرکت کنیم!
بنا به گفته یکی از کارگران هدف کارفرما از این اخراج و
بیکارسازیها رها شدن از "شر" کارگران قراردادی و جذب کارگران مطیع و ارزانتر در
غالب کار پیمانی است. تاکنون سرمایه داران انگل و عواملشان موفق شده اند شرایط بیش
از 100 نفر از کارگران قراردادی را به کار پیمانکاری تنزل دهند. کارگران بیکار و
گرسنه ای که مدام در تهدید بیکاری و گرسنگی به سر میبرند٬ در شرایط کار پیمانکاری
به هر شرایط نامساعد و بدتر کاری و به دستمزدهای نازلتر تن میدهند. روند اخراج
کارگران قراردادی در صنایع بسته بندی پگاه بطور تدریجی و مزمن ادامه دارد. با ادامه
این روند در آینده ای نه چندان دور تعداد بیشترى از کارگران باسابقه و قراردادی
اخراج و بیکار خواهند شد.
کارخانه صنایع بسته بندی پگاه با بیش از 200 کارگر
قراردادی و پیمانکاری با قراردادهای سفید امضا، یکطرفه و دستمزدهای 300 هزار تومانی
(هم اکنون 100 نفر از کارگران پیمانکاری و 100 نفر دیگر دارای قراردادهای یکساله
میباشند) واقع در شهر صنعتی شمس آباد واقع در اتوبان تهران- قم در زمینه تولید
انواع ظروف بسته بندی شیر و لبنیات تحت نظارت صنایع شیر پگاه تهران فعال
میباشد.
تغییر جهان بدون کسب قدرت
ترجمه بخش اول و دوم از فصل اول کتاب «تغییر جهان بدون کسب قدرت؛ مفهوم امروزین
انقلاب» اثر جان هالووی که هفته پیش در شرق منتشر شد.
یک
در آغاز فریاد بود. ما فریادزدیم
گاه خواندن و گاه نوشتن، ساده استفراموش کردن اینکه در آغاز کلمه نبود، بلکه
فریاد بود. در برابر حیات مردمانی که سرمایهداری آن را مثله کرده است، فریادی از
سر دلتنگی، فریادی از سر وحشت،فریادی از سر خشم، فریادی برای انکار سر
میدهیم:نه.
آغاز تأملات تئوریک ضدیت، نفی و تلاش است. از طغیان است که اندیشه زاده میشود،
نه از صاحب خرد بودن و نه از خردمندانه آرام نشستن و تأمل کردن دربارهی رازهای
وجود که چهرهی رایج «متفکر» است.
ما از نفی، از ناهنجاری میآغازیم. ممکن است ناهنجاری شکلهای متفاوتی به
خودبگیرد: زمزمهی نامفهوم نارضایتی، اشکهای ناامیدی، فریاد طغیان و خروش
بیپروا،اضطراب، پریشانی، اشتیاق و تردیدهای بحرانی.
ناهنجاری ما از تجربهی ما ناشی میشود. تجربههای ما گونه گونند. گاهی
تجربهیمستقیم بهرهکشی در یک کارخانه، یا ستم در خانه، یا استرس در دفتر کار،
یاگرسنگی و فقر یا خشونت حکومتی و تبعیض است و گاهی تجربههای ما کمتر مستقیم و
ازطریق تلویزیون، روزنامه یا کتابهایی است که ما را به طغیان وا میدارد:
میلیونهاکودک در خیابانهای جهان زندگی میکنند. در برخی شهرها جنایتهایی به شکل
نظاممندعلیه کودکان خیابانی به عنوان تنها راه پیش بردن قانون احترام به مالکیت
خصوصی انجام میگیرد. درسال ۱۹۹۸ مایملک ۲۰۰ تن از ثروتمندترین افراد بیش از در آمد
۴۱درصد مردم دنیا بود(۲.۵ میلیارد نفر). در سال ۱۹۶۰ پنج کشور ثروتمند دنیا به ازای
هر نفر ۳۰ برابر پنج کشور فقیر بود. در سال ۱۹۹۰ این میانگین به شصت برابر افزایش
پیدا کرده بود و در سال ۱۹۹۵ به ۷۴ برابر. بازارهای مالی در حالی که بیکاری افزایش
پیدا میکند هر لحظه در حال رشدند. دانشجویان به خاطر تلاش برای تحصیلات رایگان
محبوساند در حالیکه کسانی که فعالیتهایشان سبب بدبختی میلیونها نفر است هر
روزعناوین و امتیازهایی چون ژنرال، وزیر دفاع، رییس جمهور را روی هم تلنبار
میکنند.این سیاهه همچنان ادامه دارد. محال است روزنامهای را باز کنید و احساس خشم
و درداز آن به شما منتقل نشود.
شاید این احساس گنگ را داشته باشیم کهآنچه ما را به خشم میآورد پدیدهای جدا از
پدیدههای دیگر است. شاید این احساس در شما شکل بگیرد که ارتباط بین پدیدهها که
همه بخشی از جهانی ترک خوردهاند، جهانی که به شکل بنیادینی نادرست است، ما را به
خشم میآورد.
هر روز بیش از پیش شاهد مردمانی هستیم که در خیابان گدایی میکنند و در همین حال
بازارهای مالی به رکوردهای بالاتری دست مییابند و درآمد مدیران شرکتها به شکل
سرسام آوری رشد میکنند. بنابراین احساس میکنیم نادرستی جهان ما تنها
بیعدالتیهای اتفاقی نیستند بلکه بخشی از سیستمی هستند که نادرست است.
حتی امروزه فیلمهای هالیوودی همیشه با تصویر جهانی که به شکل بنیادینی
ناعادلانه است آغاز میشود. هر چند پس از آن به ما این اطمینان داده میشود که
عدالت برای یک فرد با تلاش فردی به پیروزی میرسد. خشم ما به سمت پیش آمد به خصوصی
نشانه گیری نشده است بلکه خشم ما علیه نادرستی کلیتری است و آن احساس ناسازبودن
جهان است. احساس اینکه جهان به نحوی نادرست است. وقتی امری که به شکلی خاص مهیب است
را تجربه میکنیم، ترسمان را تأخیر میاندازیم و میگوییم:«این نمیتواند اتفاق
افتاده باشد، این نمیتواند درست باشد.» ما میدانیم که آن درست است اما احساس
میکنیم که آن حقیقتی دربارهی جهانی نادرست است.
جهانی درست چگونه جهانی خواهد بود؟ممکن است ما ایدههایی مبهم داشته باشیم: آن
جهان جهانی خواهد بود عادلانه. جهانی که در آن انسانها به عنوان انسان با یکدیگر
ارتباط دارند نه چونان اشیاء. جهانی که در آن انسانها زندگی خود را میسازند،اما
لازم نیست ما تصویری از چگونگی جهانی درست داشته باشیم تا احساس کنیم که چیزی در
جهان موجود به شکل بنیادین غلط است. این احساس که جهان غلط است الزاماٌ به اینمعنا
نیست که ما میتوانیم تصویری از آرمانشهر مورد نظرمان ترسیم کنیم. همچنینالزاماٌ
معنایی رومانتیک در این احساس ما نهفته نیست که روزی شاهزادهای خواهدآمد، یا
اینکه ما نمیگوییم اگرچه امور جهان اکنون نادرست است اما روزی ما به جهانی درست یا
ارض موعود یا به پایانی خوش خواهیم رسید. برای توجیه طرد جهانی که احساس میکنیم
نادرست است احتیاجی به وعده دادن پایانی خوش نیست.
نقطهی آغاز ما این است: طرد جهانی که حس میکنیم نادرست است. نفی جهانی که
احساس میکنیم وارونه است. این چیزی است که باید وفادارانه به آن بچسبیم.
دو
باید «وفادار باشیم» چرا که امور بسیاری وجود دارند که نفی کردن ما را ازبین
میبرند یا فریادمان را در دل خاموش میکنند.
خشم ما بر روی آتش تجربه پخته شدهاست اما هر تلاشی برای بیان این خشم بادیواری
از جنس کتان روبرو میشود که خشم ما را در خود جذب میکند.
ما با استدلالهای زیادی مواجه میشویم که واقعاً معقول به نظر میرسند.فریادهای
ما به روشهای مختلفی به سوی خود ما بازگردانده میشود، چشم در چشم ما میایستندو
میپرسند چرا فریاد میزنیم. آیا فریاد ما به دلیل سن و سال ما یا پیش
زمینهیاجتماعی ماست یا ناشی از عدم سازگاری روانی است که ما چنین منفی هستیم؟ آیا
ماگرسنهایم، یا بد خوابیدهایم یا فریادهای ما ناشی از تنشهای دوران قاعدگی
است؟آیا ما پیچیدگیهای جهان را ، یا دشواریهای عملی در اجرای تغییراتبنیادین را
درک نمیکنیم؟ آیا ما نمیدانیم که فریاد کشیدن کاری غیر علمی است؟
آنها پافشاری میکنند (و ما احساس نیاز) که جامعه را مطالعه کنیم و نظریههای
سیاسی و اجتماعی را بخوانیم و بدین سان اتفاق عجیبی میافتد. هر چه بیشتر جامعه
رابر میرسیم، نفی ما بیشتر و بیشتر ناپدید میشود یا به عنوان چیزی بی ربط
کنارگذاشته میشود. جایی برای فریاد در بحثهای آکادمیک وجود ندارد. و حتی بیشتر،
مطالعهی آکادمیک زبانی و روشی برای تفکر ارایه میکند که بیان کردن فریاد را دشوار
میسازد. فریاد اگر اصلاً بروز پیدا کند، به عنوان چیزی که باید توضیح داده شود
بروز پیدا میکند و نه به عنوان چیزی که بایدوضوح بیابد. فریادی که ما از سر سوژه
بودن و برای پرسشگری دربارهی جامعه سردادیم، به ابژهی تحلیل تبدیل میشود.
دلیل فریاد ما چیست؟ یا ترجیحاٌ از آنجایی که دیگر عالمان جامعه شناس هستیم باید
بگوییم، چرا آنها فریاد میکشند؟ ما چگونه شورشها و نارضایتیهای اجتماعی را
توضیح میدهیم؟ فریاد ما به شکل نظاممندی با منحل کردن آن در بافت خود بی
اثرمیشود: این به خاطر تجربههای دوران کودکی است که آنها اینگونه فریاد میکشند،
به خاطر مفهوم مدرنیستی که آنها از سوژه در ذهن دارند اینگونه فریاد میکشند، به
خاطررژیم ناسالمشان است که آنها فریاد میکشند، به خاطر سست بودن ساختار خانوادگی
است که آنها اینگونه فریاد میکشند. همه این توضیحها را پژوهشهای مبتنی بر آمار
حمایت میکند. آن فریاد کاملاٌ رد نمیشود اماهمهی ارزش آن بدینسان دزدیده میشود.
با پاره شدن «ما» و معطوف کردن فریاد به«آنها» دیگر فریاد زدن روش علمی به حساب
نمیآید. در حین تبدیل شدن به عالمان اجتماعی روشهایی را یاد میگیریم که با کمک
آنها به عینی بودن در پژوهشها دست بیابیم و احساس خود را در گوشهای رها کنیم.آنچه
ميآموزيم نيست كه فرياد ما را در دل خفه ميكند، بلكه كل ساختار انديشه است كه ما
را خلع سلاح ميكند.
هنوز هيچ كدام از چيزهايي كه خشم ما را بر ميانگيزند از بين نرفتهاند.
مااحتمالاً آموختهايم كه آن چيزها چگونه با يكديگر هماهنگ هستند و همه بخشي از
سلطهي اجتماعي به حساب ميآيند، اما نفي كردن مابه نحوي از اين تصوير پاك شده
است. وحشت در جهان همچنان وجود دارد. به همين دليل انجام دادن چيزي كه به لحاظ علمي
تابو است، ضروري به نظر ميرسد: فرياد زدن مانندكودك، رها كردن فرياد علي رغم تمام
توضيحات ساختاري يعني گفتن اينكه:« به مار ربطي ندارد كه روانشناسان چه ميگويند،
ما وقعي به اين موضوع نمينهيم كه سوبژكتيويتهي ما را اجتماع برساختهاست: اين
فريادماست،اين درد ماست،اين اشكهاي ماست. ما اجازه نخواهيم داد كه واقعيت خشم ما
رارقيق كند. بلكه اين واقعيت است كه بايد تسليم فرياد ما شود. هرچه ميخواهيد به
مابگوييد؛ كودك يا بالغ. به هرحال نقطه آغاز ما اين است: ما فرياد ميكشيم.
اشتراک در:
پستها (Atom)






